فرصتی ارزشمند
10 روز در اواسط اردیبهشت
نیلوفر افلاکی

1- از خودش هم خوشگلتر شده ها!
2- نه! من طاقت ندارم! اصلاً چشمهام رو میبندم که چیزی نبینم!
3- این منم؟! هان؟ باشه! هم کاریکاتورم رو میکشین، هم میخواهین هفتهنامه
بزنین... .
4- به به! آفرین. خیلی قشنگ کشیدید.
5- کنترل کن! خودت رو کنترل کن! فقط چند ثانیه. الآن همه دارن عکس میگیرن. چند
لحظه دهنت رو ببند تا این عکاسها برند، بعد هر چقدر دوست داری بخند!
برچسبها
![]()
یادداشت
هر سال 10 روز در اواسط اردیبهشت ماه، بهار کتابخوانی نامیده میشود. پیر و جوان، کودک و میانسال همه میآیند تا ببینند امسال چه خبر است؟ نسبت به پارسال چه پیشرفتهایی کردهایم؟ یا امسال بهتر است یا پارسال؟
اما همه اینها بهانههایی بیش نیست. آنها نمیآیند برای اینکه جستوجو کنند و ببینند در دنیا چه خبر است. میخواهند خودشان را پیدا کنند. آن هم در کتاب.
شاید مسئلهای عجیب باشد، اما همهاش به همینجا ختم نمیشود... کتاب، آنها را به خودشان بازمیگرداند. شاید هم آنها را متحول کند و ازشان فرد دیگری بسازد. اما همه کتابها نه.
همیشه در ایام نمیشگاه دو گروهند که خیلی مایل هستند، نمایشگاه زودتر شروع به کار کند.
آنهایی که میخواهند یاد بگیرند و آنهایی که میخواهند بیشتر یاد بگیرند.
نکتهی جالب دیگر این است که در محل نمایشگاه همه نوع انسانی وجود دارد. ایرانی، خارجی، درسخوان و غیر درسخوان، هنرمند و مدیر، همه این تیپها بری خودشان و برای روحیاتشان معیارهایی دارند. آنها میخواهند که بدانند... حداقل درمورد خودشان. در مورد رشتهشان. و این خود قابل تحسین است.
نمایشگاه بهانهای بیش نیست تا تو ببینی که روحت میطلبد که بخوانی... آن چه را که روحت میطلبد بخوانی. و خواندن یعنی بالاتررفتن از ترازی که دیگران در آن گنجیده شده است.
و شاید بتوان گفت نمایشگاه کتاب فرصتی ارزشمند را در اختیار هر فردی قرار میدهد تا ببیند که میتواند... .

لینک مطلب (180) | شماره مجله ,
(15 , ) | نظرات ()
تبلیغات