تبلیغات
sangepa.net | نشریه طنز اینترنتی

به وب‌سایت اولین نشریه‌ی طنز اینترنتی ایران، سنگ پا خوش آمدید.

نشریه اینترنتی | سنگ پا آن‌لاین | عکس‌سازی | کارخانه سنگ پا سازی | ای‌میل

   


گزارشگران خوش‌یُمن

فقط این شماره؟! نه! ما خیلی وقته که گیر دادیم به گزارش‌گرها!

فرید ذاکری


برچسب‌ها


زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم!

در سالِ جدید قرار است اتفاقاتِ جدیدی برای ستون روزنگار بیفتد. شک نکنید.


سفر به دور دنیا در یک گزارش
فروردین 87، گزارشی از شبکه‌ی خبر پخش شد درباره‌ی خطرات زباله‌های پلاستیکی که گزارشگران واحد مرکزی خبر در شهرهای مختلف دنیا در آن حضور داشتند. هر کدام پس از ارائه‌ی گزارش وضعیت این زباله‌ها در کشور مطبوع خودشان، می‌گفتند: «حالا ببینیم وضع در فلان کشور به چه صورت است؟» و پلاستیک آبی رنگی که در دست‌اش داشت را به نفر بعدی می‌داد و نفر بعدی هم آن را می‌گرفت. یعنی مثلاً نفر اول پلاستیک را به سمت راستِ کادر دوربین می‌بُرد و نفر بعدی از سمت چپِ کادر، آن را می‌گرفت! انصافاً طرح جالبی بود.


عرصه و طرح
در یکی دیگر از گزارش‌های شبکه‌ی خبر، یکی از بانوانِ خبرنگار (اصولاً بانوانِ خبرنگار در زمینه‌ی سوژه‌دهی به نشریات، از آقایانِ هم‌سلف خود جلوتر هستند!) چنین درفشانی‌ای می‌کند: «این طرح، عرصه‌گاه نمایش توانایی‌ها و... است!»


● صبح و شب با رنگارنگ
بهمن هاشمی که در طول عید با برنامه‌ی «رنگارنگ» به روز بود، می‌گوید: «با رنگارنگ بیدار شید و با رنگارنگ بخوابید.» فکر نکنم کسی که ساعت 3 نصف شب با رنگارنگ می‌خوابه، ساعت 7 صبح با تکرار رنگارنگ از خواب پاشه!


تکرار در دوقدمی صبح
منصور براهیمی باز هم به دو قدم مانده به صبح آمد و باز برای ما دردسر درست کرد؛ باز همان بحث‌های مشکوک و جریان چپ و پیش‌قراقلان و غیرقابل هضم و سنگین و فضای فرهنگی و نظریه‌ و نقد و تسامح و تساهل و بُعد بصری و... . به خدا اگر یک بار دیگر، ایشون رو بیآورند، جلوی تلویزیون خودم رو آتیش می‌زنم!

«به همه‌ی حوزه‌هایی هم که وارد شده، سر و صدا کرده!» این را براهیمی درمورد دیگران می‌گوید. در صورتی که این جمله، بیشتر به خودش برمی‌گردد! که هر بار آمده به برنامه، سر و صدا راه انداخته!

ولی خُب یک قسمتِ حرف‌هایش را قبول داشتم. کلِّ نظرات‌اش راجع به کتاب «تنگنا». برخلاف صالح‌علاء و جیرانی که از روی تعارف از کتاب تعریف می‌کردند، براهیمی رُک و پوست‌کنده انتقادات‌اش را به آن کتاب طرح کرد: «وقتی خود کارگردان میگه من این فیلم‌ام رو قبول ندارم و عوامل همه راجع به مسائل دیگه‌ای صحبت کردن، شما چه اصراری دارید که درمورد یک فیلم، چنین کتابی رو منتشر کنید؟ حتی اگه روی زندگی‌تون خیلی تأثیر هم گذاشته باشه، این حجم صفحه رو نباید به‌اش اختصاص بدید.»


نیمای بدقلق و بی‌حوصله
خیلی جالب بود. این آقاکمالِ تبریزیِ تیز و بز که به‌گمانم خودش تبریزی است، شاعر تبریزی‌ای به نام شهریار را گیر آورده به‌خدا. من نمی‌دانم بچه‌های شهریار زنده‌اند یا اصلاً بچه داشته یا نه، ولی فکر نکنم تبریزی اون‌قدرها هم به واقعیت وفادار بوده باشه.

شهریار این‌قدر کارش درست است که در دو روز پیاپی، حالِ یک شهریار دروغین و دو آدم ظاهربینِ بدذهنیت نسبت به شعر نیما را این‌طور بکوبد و آخرش هم، همه برایش کف بزنند؟ این فیلم است؟ سینما این است؟ اینکه یک کاریکاتوریست را بیاوریم که برایمان شعر بخواند؟ مطمئناً انتخاب رستمی به‌خاطر شباهت چهره‌اش به شهریار بوده، امّا چرا این حجم شعرخوانی؟

آن‌اش به کنار. نیما خودش باید حتماً این دیالوگ را به زبان بیاورد تا ما بفهمیم آدم بدقلق و بی‌حوصله‌ای بوده: «می‌خوام مطمئن شم این نیمای بدقلق و بی‌حوصله رو بخشیدی...»؟ پس آن نشانه‌ها برای چیست؟ آن کل‌کل‌هایش با آن قهوه‌چی چی؟ آن‌ها چی؟ کمال تبریزیِ خوش‌قلق و باحوصله‌ی ما، با همه‌ی این حرف‌ها، سریال‌ات خیلی طرفدار دارد ها! هر چه باشد به پشت صحنه رفته‌ای و پشت صحنه، همین‌جوری برای خودش جذاب است، چه برسد به اینکه کلّ یک سریال، درباره‌ی پشتِ صحنه‌ی زندگی یک شاعر باشد!



37 ثانیه از دقیقه‌ی 91 بازی اس. اهواز و پیروزی گذشته بود که افشین قطبی این لبخند ملیح را به دوربین شبکه‌ی 3 تحویل داد. مردی که از ابتدای فصل با پرسپولیس بود و قول قهرمانی‌اش را داده بود و هرگونه نسبتی با رئیس صداوسیمای قبل از انقلاب و شه‌بانو فرح را تکذیب کرده بود.



یکی از کاریکاتورهایی که با موضوع خلیج فارس ، در پی اقدام اخیر گوگل که از نام خلیج عربی استفاده کرده بود ، کشیده شد و روی سایت ایران‌کارتون قرار گرفت. به اینجا بروید.



بفرمایید! برگرفته از این سایت


نگاهی به مرد هزارچهره

فرید ذاکری

1- اثر برادر توکا نیستانی باعث ایجاد سؤتفاهم شده بود و دیگران ازش برداشتِ بد کرده بودند. حالا خود توکا نیستانی برداشتِ بد کرده و دچار سؤتفاهم شده در مورد اثر کسی دیگر.
2- مهران مدیری در مرد هزارچهره، سعی در انتقاد از چنین اشعاری داشت. اشعاری که در عین مزخرف‌بودن، معنادار به نظر می‌رسند. مردم شریفِ ما، به‌جای اینکه منظور مهران مدیری را بگیرند و ناراحتِ این قضیه باشند که یک‌وقت گول چنین اشعاری را نخورند، همه به هم می‌گویند: «ولی انصافاً چه شعر قشنگی بود ها! لیست خرید... بازداشتگاه نم کشیده... هه هه هه هه!»
3- در فیلم دایره زنگی، آن‌جایی که مهران مدیری و محمدرضا شریفی‌نیا دارند مستند نیما شاهرخ‌شاهی را می‌بینند، به قسمت آهنگ‌اش که می‌رسند کلّی شادی می‌کنند و حتی می‌رقصند. کارگردان، خوب می‌داند که تماشاگران فیلم او نیز، به همین قسمت رقص و آهنگ‌اش که می‌رسند، سالن را منفجر خواهند کرد!
4- کاریکاتور «احمدی‌نژاد در سال 88» که بعدها از روی سایت پرشین‌کارتون برداشته شد، را هادی حیدری کشیده. توی کامنت‌های این صفحه، توکا نیستانی هدف کاریکاتوریست را مشهورشدن دانسته و اثرش را (که همان دفاعیات مسعود شصت‌چی بود) اثری بی‌ارزش نامید. من توی همان صفحه هم گفتم که هدفِ این طراح، مشهورشدن نیست. دیگران را نمی‌دانم!


آهای اهالی شهر، حرف و سخن زیاده...

قسمت اول - صداوسیما

مجید یوسفی


برچسب‌ها

آهای اهالی شهر
حرف و سخن زیاده

توی این فکر بودم که اصلاً صداوسیما میتونه آهنگ‌ساز داشته باشه و اصلاً میتونه نوازنده داشته باشه و اگر فیلم‌هایی مثل گلادیاتور، ارباب حلقه‌ها، دوئل، خیلی دور خیلی نزدیک و از کرخه تا راین ساخته نمی‌شد یا آهنگ‌سازانی مثل یانی و ویوالدی و مجید انتظامی نبودند، چه‌کار می‌خواست بکنه؟ آیا بدون آهنگ، برنامه‌هایش را می‌ساخت؟ یا دوباره به دنبال آهنگ‌ساز یا فیلم خوب می‌گشت تا دوباره از روی‌اش تقلید کنه و هرجایی که می‌خواهد از اون استفاده کنه!

صداوسیمای ما با این که کیفیت تولیدات‌اش رفته بالا، امّا در زمینه‌ی موسیقی بسیار ضعیف عمل کرده و دقیقاً در حکم یک دستگاه ضبط و پخش موسیقی عمل می‌کند.

اما همه‌ی ناراحتی من از این موضوع نیست. ناراحتی اصلی من اینه که ما این همه آهنگ‌ساز بزرگ در کشور داریم، نمی‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم؟ همیشه باید بگوییم این‌قدر سطح پخش موسیقی‌مون پایینه که از آهنگ‌های تاریخ‌مصرف‌گذشته‌ی بقیه استفاده می‌کنیم...

و در آخر، اگر هم استفاده می‌کنید، زیاد استفاده نکنید که حال همه از این آهنگ‌ها به هم بخوره. چون این آهنگ ها شأن‌شان بسیار بالاست.


فقط و فقط استرالیا و کره
البته سؤتفاهم نشود. من نمی‌گویم بد است. اتفاقاً بسیار هم خوب است. چون پخش محصولات این کشورها طرفداران زیادی هم دارد. امّا چرا فقط این دو کشور؟! نمی‌دانم چرا صداوسیما، چند وقتی است که فقط و فقط فیلم‌های کره‌ای و استرالیایی پخش می‌کند.

پرستاران و مأموران مخفی پلیس هر دو شان استرالیایی هستند که از شبکه اول سیما پخش می‌شوند و امپراطور دریا و جواهری در قصر هم که کره‌ای هستند از شبکه سه و دو پخش می‌شدند.

حرف‌ام این نیست که این فیلمها بد است. امّا کشورهای دیگری هم هستند که فیلم‌های بهتر و زیباتری دارند. چرا فیلمی از آن کشورها پخش نمی‌شود؟


Send to Balatarin  لینک مطلب (174) | شماره مجله , (14 , ) | نظرات ()





Designed by: Farid Zakeri | Version: 2.04 | PC version | Mobile version | RSS | Atom

 All rights reserved. Don't copy! It's have copyright.