تبلیغات
sangepa.net | نشریه طنز اینترنتی

به وب‌سایت اولین نشریه‌ی طنز اینترنتی ایران، سنگ پا خوش آمدید.

نشریه اینترنتی | سنگ پا آن‌لاین | عکس‌سازی | کارخانه سنگ پا سازی | ای‌میل

   


گل‌آقای ما

طفلان شهر بی‌خبرند از جنون ما

رضا مرادی‌نژاد


برچسب


گل‌آقا رفت؛ برای دومین بار

مقدمه

به من گفته‌اند در مورد گل‌آقا بنویسم. مگر می‌شود؟ مگر بر قلمم در برابر نام گل‌آقا، رنگی باقی می‌ماند؟ مگر لرزش دست من در برابر ابهت گل‌آقا تاب نوشتن دارد؟ مگر ذهن من در برابر افکار گل‌آقا حرف تازه‌ای برای زدن دارد؟ نه. مسلماً نمی‌توانم.

ولی گل‌آقا از من خواست بنویسم. از همه‌ی ما خواست پیش برویم تا گل‌آقای زمان خود شویم. مگر می‌شود؟

وقتی گل‌آقا می‌گوید، پس حتماً می‌شود. او برای ما معلم بود، پدر بود، و یک اسطوره. و چرا بعد از این نباشد؟ تا حرف تازه‌ای برای گفتن باشد، جایی برای ماندن نیز هست.

فرّخی می‌گوید:
«فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر
»

گل‌آقا گفت: «بنویس» پس می‌نویسم، امّا نه از ذهن و دست و قلم خود؛ از ذهن و دست و قلم خود گل‌آقا، با ذهن و دست و قلمم، برای همگان می‌نویسم.

محمدرضا نصیری (قائم‌مقام انجمن آثار و مفاخر فرهنگی) در مقدمه‌ی کتاب «زندگی‌نامه و خدمات علمی فرهنگی شادروان کیومرث صابری فومنی» می‌نویسد: «او یک معلم بود، معلم طنزپرداز و معلم اخلاق که درست می‌دید و درست می‌شنید و درست می‌نوشت؛ نه آن‌چنان که می‌خواستند و انتظار داشتند.

به قول سهراب سپهری:
بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افقهای باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید
.
»

مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، سال هفتم، شماره 295

گل‌آقا و بچه‌ها

گل‌آقا در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه ابرار (سال 1370) اینگونه می‌گوید:

«...اکنون بهترین خواننده‌ی گل‌آقا در خانه‌ها، همین بچه‌ها هستند، مادران برای کودکانی که حتی خواندن و نوشتن بلد نیستند، گل‌آقا را می‌خوانند و مفاهیم را توضیح می‌دهند. ما در دل بچه‌های کشور، جا بازکرده‌ایم. اگر بمانیم، اگر بتوانیم، اگر خدا بخواهد، تصمیم داریم ولو یک تنه، این راه را برویم. زبان طنز بچه‌ها را بیشتر کشف کنیم، از رویه‌ی شاد کودکانه‌شان کمک بگیریم و طنزنویسان، طنزسرایان و کاریکاتوریست‌های آینده را کشف و آماده کنیم.
اکنون بیش از نیمی از انبوه نامه‌هایی که روزانه به ما می‌رسد، از بچه‌هاست. چه افتخاری بالاتر از اینکه بسیاری از کودکان کشور، اولین نامه‌ی زندگی‌شان را به گل‌آقا نوشته‌اند؟ ما به آنها جواب می‌دهیم، راهنمایی‌شان می‌کنیم، آثارشان را چاپ می‌کنیم و از تأثیر تشویق غافل نیستیم. وقتی اینها بزرگ شوند، بهترین یاران گل‌آقا خواهند بود. اگر من نباشم، از میان همین بچه‌ها، هستند کسانی که «گل‌آقا»ی زمان خود خواهند شد...»

چاپ‌شده در کتاب یادنامه کیومرث صابری فومنی
به نقل از مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، سال هفتم، شماره 283



طرح: حسین صافی


زیرکی گل‌آقا

در پی نامه‌ی یکی از خوانندگان بچه‌ها...گل‌آقا به گل‌آقا که چرا فقط به کسانی که مشترک شما باشند هدیه می‌دهید و کسانی مثل من که شرایط مالی خوبی ندارند را درنظر نمی‌گیرید، گل‌آقا اینگونه جواب می‌دهد:

«دوست عزیزم
با سلام؛

نامه‌ی 20-10-82 شما را خواندم و از لطف شما تشکر می‌کنم. از انتقاد شما هم نه فقط ناراحت نشدم، بلکه بسیار هم خوشحال شدم که دوست و خواننده‌ی نکته‌سنجی مثل شما دارم. خداوند دوستان خوبی مثل شما را برای گل آقا نگه دارد.

ضمناً: به همکاران گفتم از طرف من هدیه‌ای برای شما بفرستد. امیدوارم تا این نامه به دست شما می‌رسد، هدیه‌ی گل‌آقا هم به دست شما رسیده باشد. برای شما آرزوی تندرستی و موفقیت دارم.»

گل‌آقا

24-11-1382
به نقل از مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، سال نهم، شماره 347

بخشی از نامه‌ی این دوستمان را می‌خوانیم: «...چرا در جامعه‌ی ما بعضی‌ها این‌قدر پولدار هستند که بچه‌های‌شان کتابی را یک بار می‌خوانند و بعد آن را در کتابخانه می‌گذارند و هیچ‌وقت سراغش نمی‌روند، ولی بعضی از بچه‌ها مثل من باید حسرتِ داشتن یک کتاب و قلم سبز و خط‌کش گل‌آقایی و... داشته باشند؟»

حالا دوباره آن بخشی از جواب‌نامه‌ی گل‌آقا که زیرش خط کشیدم را بخوانید. جواب گل‌آقا در همین یک خط خلاصه می‌شود. یعنی این‌گونه گفت که داشتن خوانندگانی که واقعاً از روی عشق و علاقه به سوی نشریات می‌روند، سرمایه‌ی ماست، نه آنان که از روی بی‌کاری و زیادی پول، هر مجله‌ای را می‌خرند و به طور کل دست به هر کاری می‌زنند. بدون توجه به اینکه آیا واقعاً این کار یا این چیز ارزش پرداخت این بهاء را دارد یا نه؟


توجه گل‌آقا به همه‌ی امور

به یکی از نامه‌های گل‌آقا در مورد جلسه‌ی تحریریه بچه‌ها...گل‌آقا توجه کنید. لازم به ذکر است با توجه به اینکه بچه‌ها...گل‌آقا نشریه‌ی تخصصی گل‌آقا نبود، ولی او همیشه سعی می‌کرد در جلسات شرکت داشته باشد و جوانان و نوجوانان را راهنمایی کند:

«قابل توجه همکاران
در مجله بچه‌ها

در جلسه روز دوشنبه 28 شهریور، وقتی در انتهای جلسه به جمع شما آمدم، جمعی منسجم و منضبط دیدم که این جمع می‌تواند کارهای موثری انجام دهد و ارتباط خوبی با بچه‌های ایران داشته باشد. مخصوصاً از اینکه دارید بخش(سرویس)‌های مختلف ایجاد می‌کنید، خیلی امیدوار شدم. امیدوارم این‌ها را جدی بگیرید؛ و با جلسات مستمر و تصمیمات جدید، مجله را روز به روز (هفته به هفته) بهتر کنید. حتماً موفق خواهید شد. انشاءالله.»

31-6-1379
(با کمی تغییر)
به نقل از مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، سال ششم، شماره 247



طرح: هادی حیدری


مهربانی گل‌آقا

این هم یک نمونه از توجه گل‌آقا به تمام بچه‌ها؛ چه کوچک و چه بزرگ:

«به نام خدا
فرزندان عزیزم، خوانندگان مجلّه‌ی
بچّه‌ها...گل‌آقا
ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد.
دوست‌تان دارم
»

گل‌آقا

اولِ ماه رمضان سال 1380
مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، شماره 124

یک نکته‌ی خیلی زیبا اینجاست که اگر به دستخط و طرز نوشتن گل‌آقا توجه کنیم، دید وسیع و مهربانی بی‌پایانش را درمی‌یابیم. بیشتر نامه‌های داخل مؤسسه‌ای که گل‌آقا به بقیه‌ی همکاران‌اش می‌نوشت، در سریع‌ترین زمان ممکن نوشته می‌شد و خواندن دست‌خط‌شان خیلی سخت بود. مثل نمونه‌ی قبل که درباره‌ی جلسه‌ی تحریریه نوشته بودند، که من موفق به تشخیص بعضی از کلمات آن نشدم و مجبور شدم بعضی‌ها را جا بیندازم یا تغییر بدهم. ولی در مورد نامه‌هایی که مستقیم برای بچه‌ها می‌نوشت، می‌بینیم با دست‌خطی بسیار زیبا و رعایت تمام جوانب نوشته شده است. نوشته با "به نام خدا" شروع می‌شود و حتی تشدیدهای مجله و بچه‌ها هم جا نمی‌افتد و در آخر مانند پدری مهربان که هرازچندگاهی فرزند خود را روی زانوی خود می‌نشاند و او را می‌بوسد و می‌گوید: «دوستت دارم»، همیشه در آخر نامه‌هایش می‌نویسد: «دوست‌تان دارم». و در آخر هم می‌نویسد که این «گل آقا» است که دوست‌تان دارد و به دوست‌داشتن‌تان افتخار می‌کند.


حرف آخر...

اولین نوشته‌ای که به شخصه از گل‌آقا خواندم و در جان و روحم تاثیر گذاشت را به عنوان حرف آخر این مقاله می‌آورم. خدا می‌داند که همین الآن که می‌خواهم این نامه را بازنویسی کنم، دستم می‌لرزد و به شدت تحت تاثیر قرار گرفته‌ام:

«به نام خدا
بچه‌ها، خوش به حالتان

من از هفت سالگی تا همین چند سال پیش، هر سال به مدرسه می‌رفتم و روز اول مهر برای من بهترین روز بود. حالا چند سال است که «بازنشسته» شده‌ام و دیگر به مدرسه نمی‌روم (کارهای مجله هم دیگر این اجازه را نمی‌دهد که به مدرسه بروم و درس بدهم).

بچه‌ها
من خودم در مجله هستم، ولی دلم همیشه در مدرسه است. اگر شما نبودید و این مجله‌ی شما نبود و نامه‌های شما نبود، نمی‌دانم جای خالی مدرسه را در دلم، با چه چیزی پر می‌کردم.

بچه‌ها، دوست‌تان دارم.»

گل‌آقا

اول مهر 1382
به نقل از مرحوم بچه‌ها...گل‌آقا، سال پنجم، شماره 210

چقدر تاثیرگذار است که گل‌آقا می‌گوید: من عاشق مدرسه‌ام.جمله‌ای که هر فراری از مدرسه را به مدرسه بازمی‌گرداند. چقدر زیباست که گل‌آقا می‌گوید: اگر شما نبودید جای خالی مدرسه را با چه چیزی در دلم پر می‌کردم. گل‌آقای بزرگ می‌گوید ما در دلش جای گران‌بهایی را داریم و چه باارزش است که می‌گوید: دوستتان دارم.

شخصاً هیچ‌وقت نشد که بنویسم: «گل‌آقای عزیزم، پدر مهربانم، از این که کوچکترین فرزند تو باشم، به خود می‌بالم و همیشه، همیشه و همیشه دوستت دارم».

اما او، الآن، بیشتر از هر وقت دیگر به ما نزدیک است و بهتر از هر وقت دیگر از دل‌های ما آگاه است و صدای ما را می‌شنود. پس عاشقانه می‌گوییم: «گل‌آقای ما، دوستت داریم».


Send to Balatarin  لینک مطلب (163) | شماره مجله , (14 , ) | نظرات ()





Designed by: Farid Zakeri | Version: 2.04 | PC version | Mobile version | RSS | Atom

 All rights reserved. Don't copy! It's have copyright.